How to get Laid

free chat

sex on web cam

swingers

dating service online

Asian Webcams

webcam chat

adult chat

Adult Chat Rooms

have a fling

sex chat

webcam

men dating

Sex Dating

Adult dating websites



بررسی ساختار مغز افراد دو زبانه

۱ نظر

دستاورد یک عصب شناس ایرانی

بررسی ساختار مغز افراد دو زبانه

مغز انسان می‌تواند در پاسخ به تجربیات خاص زندگی به صورت ساختاری تغییر کند. برای مثال، نتایج پژوهش‌هایی که با دستگاه‎ ‎ریخت سنجی بر پایه واکسل (‏VBM‏) در لندن انجام شد، نشان داد که در مغز رانندگان تاکسی این شهر حجم بالاتری از ماده خاکستری‎ (GMV) ‎در «هیپوکامپ» پشتی توسعه یافته است که این مسأله به طور مثبتی با میزان ساعاتی که این افراد در تاکسی صرف می‌کنند ارتباط دارد. ‏

همچنین، حجم ماده خاکستری در مغز موسیقیدانان در مقایسه با غیرموسیقیدانان در قسمت لُب گیجگاهی فوقانی و مناطق پشتی جانبی جلوپیشانی بیشتر است. این درحالی است که، هنوز مشخص نیست که مغز افراد دو زبانه چگونه از نظر ساختاری تغییر می‌کند، چرا که این افراد در زندگی روزانه خود به طور همزمان از دو زبان استفاده می‌کنند. توانایی متمایز در افراد دو زبانه که یک مهارت ویژه به شمار می‌رود، در این است که آنها می‌توانند به طور ارادی تعیین کنند که برای برقراری ارتباط با دیگران از کدام یک از زبان‌های اول یا دوم خود استفاده کرده و به طور مؤثری بر پایه زبان شنونده یا تغییر موقعیت، از یک زبان به زبان دیگر سوئیچ کنند.‏

دلایل مستندی نشان می‌دهند که این کنترل زبان یا توانایی سوئیچ کردن با یک شبکه پیچیده نورونی ارتباط دارد که در کورتکس پشتی جانبی جلوپیشانی‎ (PFC)‎، کورتکس کمربندی قدامی‎ (ACC) ‎و شکنج فوق لبه ای‎ (SMG) ‎‏ واقع شده اند. این ساختارهای نورونی به طور جالب توجهی با کنترل شناختی کلی نیز ارتباط دارند.‏

ساختار مهم دیگری که در کنترل زبان افراد دو زبانه مشارکت دارد، هسته دمی چپ‎ (LCN) ‎است. این ناحیه زمانی فعال می‌شود که افراد دو زبانه میان دو زبان مختلف سوئیچ می‌کنند. بنابراین دو زبانه‌ها به یک مکانیزم نورونی مؤثر برای انتخاب و کنترل زبان‌های خود نیاز دارند تا بتوانند ارتباطات موفقی را با دیگران داشته باشند.‏

این در حالی است که، «ژوبین ابوطالبی»، نورولوژیست عصب زبانشناس ایرانی دانشگاه «زندگی ـ سلامت سن رافائله میلان» (‏Vita-Salute San Raffaele University‏) در ایتالیا از سال‌ها قبل پژوهش‌های خود را روی کشف توانایی‌های مغزی این نوع افراد متمرکز کرده است. به گفته این دانشمند ایرانی، افراد دو زبانه کسانی هستند که همزمان می‌توانند از دو زبان و با یک توانایی استفاده کنند.‏

این افراد به دو گروه افراد دو زبانه متقدم و دو زبانه متأخر تقسیم می‌شوند. دو زبانه‌های متقدم افرادی هستند که از زمان تولد و حتی از دوران جنینی در محیط دو زبانه رشد کرده‌اند و افراد دو زبانه متأخر کسانی هستند که در سال‌های بعد و از طریق آموزش، زبان دوم را آموخته‌اند، اما با گذر زمان مهارت بالایی در استفاده از زبان دوم کسب کرده‌اند.

تیم پژوهشی که «ژوبین ابوطالبی» سرپرستی آن را به عهده دارد در تحقیقاتی که با همکاری عصب زبان شناسان لابراتوار «نوروساینس شناختی و یادگیری دانشگاه نرمال پکن» انجام دادند و نتایج آن را در شماره ماه می‌مجله علمی «کورتکس مغز» Cerebral Cortex) ‎ )منتشر کردند به نتایج جدیدی در مورد ساختارهای مغزی دو زبانه دست یافتند و نشان دادند که زبان اشاره در مغز همان ساختارهایی را فعال می‌کند که در زمان استفاده از زبان دوم فعال می‌شوند.

مچنین تیم ابوطالبی از دانشگاه «سن رافائله» در همکاری با پژوهشگران دانشگاه‌های هنگ کنگ، لندن و بارسلونا که نتایج یافته‌های خود را در شماره ماه نوامبر مجله «کورتکس مغزی» منتشر کردند کشف کردند که افراد دو زبانه در تصمیم گیری‌های در زمان‌های کوتاه سریع‌تر از افراد تک زبانه عمل می‌کنند. بارها پیش آمده است که در موقعیت‌های تصمیم گیری در یک فرصت زمانی بسیار کوتاه برای مثال، عبور از چهارراه زمانی که چراغ راهنما در حال تغییر از سبز به زرد است قرار گیریم.‏نتایج تحقیقاتی که تیم ابوطالبی به آن رسیده است، نشان می‌دهد که افراد دو زبانه در حل موقعیت‌های از این نوع سریع‌تر عمل می‌کنند. این تحقیق با مقایسه رفتار افراد دو زبانه با افراد تک زبانه برای نخستین بار نشان داده است که نه فقط دو زبانه‌ها سریع‌تر هستند، بلکه همچنین مغز آنها در بعضی از فضاهای بحرانی که توانایی انسان در تصمیم‌گیری‌های درست در فرصت کوتاه را پردازش می‌کنند توسعه بیشتری یافته است.‏

این دانشمند ایرانی دو گروه را مورد بررسی قرار داد. در گروه اول افراد دو زبانه‌ای که از کودکی زبان‌های آلمانی و ایتالیایی را یاد گرفته‌اند و در گروه دوم افراد تک زبانه در همان گروه سنی و با همان پیش زمینه آموزشی و اقتصادی- اجتماعی قرار گرفته اند. برای هر دو گروه یک سری تست شناختی تجویز شد و این دانشمندان همزمان فعالیت‌های مغزی داوطلبان را با تکنیک‎ VBM ‎‏(ریخت سنجی برپایه واکسل) و‎ fMRI ‎‏(رزنانس مغناطیسی کاربردی) رصد کردند. ‏

به گفته ژوبین ابوطالبی هدف از این پژوهش درک این نکته بود که مغز «افراد دو زبانه دونمایی»، بسیار ویژه است ما این فرضیه را مطرح کردیم که ماده خاکستری مغز دو زبانه‌ها در بعضی از فضاهایی که برای کنترل زبان مهم هستند تراکم بیشتری را به خود اختصاص داده است. تفاوت میان افراد «دو زبانه دونمایی» با افراد «دو زبانه تک نمایی» در این است که در مورد اول، فرد می‌تواند یک زبان گفتاری را صحبت کند و همان را با زبان اشاره بیان کند. اما در مورد دوم، فرد دو زبانه تک نمایی قادر است به دو زبان گفتاری حرف بزند، اما نمی‌تواند آنها را با زبان اشاره بیان کند. روش‌هایی که در این تحقیق استفاده شده است شامل‎ fMRI ‎‏(رزنانس مغناطیسی کاربردی) و‎ VBM ‎‏(ریخت سنجی برپایه واکسل) می‌شود.‏‎ VBM ‎دستگاهی است که به ما اجازه می‌دهد تراکم ساختارهای مغزی چون ماده خاکستری را اندازه‌گیری کنیم.‏

در این پژوهش، ۲۷ نفر که از آنها ۱۴ داوطلب، دو زبانه دونمایی (با زبان مادری چینی یا انگلیسی) بودند و ۱۳ نفر در گروه کنترل قرار داشتند و فقط به زبان چینی تکلم می‌کردند.

گروه مورد مطالعه دست کم از ۲۰ سال قبل از زبان اشاره استفاده می‌کردند و بنابراین تسلط بالایی روی این زبان داشتند. نتایج این تحقیقات نشان داد که افراد دوزبانه دونمایی برای این که بتوانند از یک زبان به زبان دیگر سوئیچ کنند (از زبان گفتاری به زبان اشاره) از ساختارهای مشابه افراد دو زبانه تک نمایی (دو زبان گفتاری) استفاده می‌کنند. این نتایج تائید می‌کند زبان اشاره می‌تواند به عنوان یک زبان واقعی مورد ملاحظه قرار گیرد.‏

نتیجه مهمتری که از این تحقیق به دست آمد این بود که ماده خاکستری افراد دو زبانه دونمایی تراکم بیشتری دارد و بنابراین «هسته دمی چپ مغز» این افراد از تعداد بیشتری نورون و سیناپس تشکیل شده است. هسته دمی چپ، ساختار مهمی برای کنترل زبان است و به ما اجازه می‌دهد که بدون خطا از یک زبان به زبان دیگر تغییر کنیم.‏

مغز یک فرد دو زبانه کمتر از مغز یک فرد تک‌زبانه برای یک تصمیم گیری مهم فعال می‌شود. این نشان می‌دهد که دو زبانه‌ها از دیدگاه شناختی برای حل یک موقعیت بحرانی به نیروی کمتری نیاز دارند.‏

افراد دو زبانه در کورتکس کمربندی قدامی، ماده خاکستری بیشتری دارند. این ناحیه مغزی، مهمترین ساختار مغز در نظارت و کنترل اعمال و تصمیمات است. همچنین میان عملکرد اجرایی افراد دو زبانه در حل تعارضات شناختی و ضخامت ماده خاکستری در کورتکس کمربندی قدامی یک ارتباط مثبت وجود دارد.‏

این اطلاعات بسیار قابل توجه است و تائید می‌کند که دو زبانه بودن از نوعی که از لحظه تولد حضور دارد تأثیرات مستقیمی روی توسعه مغز می‌گذارد. مغز افراد دو زبانه در مدت رشد برای انجام وظایف شناختی که نیاز به تصمیم گیری‌های سریع و مؤثر دارد بهتر عمل می‌کند. درحقیقت، دو زبانه‌هایی که ابوطالبی مورد بررسی قرار داده است کمتر از تک‌زبانه‌ها نیاز به استفاده بالا به کورتکس کمربندی قدامی برای تصمیم‌گیری داشتند، اما در استفاده از آن بسیار سریع‌تر بودند.‏

نقل از:روزنامه اطلاعات، یکشنبه ۲۹ آبان۱۳۹۰ ـ ۲۳ ذی الحجه ۱۴۳۲ـ ۲۰ نوامبر ۲۰۱۱ـ شماره ۲۵۱۸۱


راهنمای پژوهشگر گوگل

۲ نظر

پژوهشگر Google چیست؟

پژوهشگر Google روشی ساده برای جستجوی گسترده مطالب علمی در اختیار شما قرار می دهد. شما می توانید از یک مکان به جستجو در میان تعداد زیادی از منابع و رشته ها بپردازید: مقالات مرور شده توسط پژوهشگران دیگر، پایان نامه ها، کتاب ها، خلاصه ها و مقاله ها، از ناشران دانشگاهی، انجمن های تخصصی، مقالات منتشر نشده، دانشگاه ها و دیگر سازمان های علمی. پژوهشگر Google به شما کمک می کند تا در دنیای تحقیقات علمی بهترین و مناسبترین تحقیق را به دست آورید.در کادر سمت راست همین وبلاگ جستجو در پژوهشگر را می تواند امتحان کنید.

ویژگیهای پژوهشگر Google

  • جستجومنابع مختلف از یک مکان مناسب
  • یافتن مقالات، خلاصه ها و نقل مطلب
  • پیدا کردن مقاله به صورت کامل در کتابخانه یا وب خود
  • یادگیری مقالات اصلی در هر قسمتی از تحقیق

مقالات چگونه رتبه بندی می شوند؟

پژوهشگر Google تصمیم دارد به روش محققین، مقالات را طبقه بندی نماید، برای این طبقه بندی به مواردی چون متن کامل مقاله، مؤلف، تاریخ انتشار مقاله و تعداد دفعاتی که مقاله در مطالب علمی دیگر استناد شده است توجه دارد. بهترین و مناسبترین نتایج همیشه در صفحه اول نمایش داده می شود.

چگونه از طریق نام مؤلف جستجو را انجام دهم؟

نام مؤلف را در علامت گیومه وارد کنید: “d knuth”. برای افزایش تعداد نتایج، به جای نام کامل از حروف اول نام استفاده کنید.

اگر با مقالات زیادی روبرو شدید که نام مؤلف را در خود دارد، می توانید از اپراتور “مؤلف:” برای جستجوی مؤلف موردنظر استفاده کنید. به عنوان مثال به این صورت جستجو کنید [مؤلف:knuth]، [مؤلف:"d knuth"]، یا [مؤلف:"donald e knuth"].

از این جستجو راضی نیستید؟ از صفحه جستجوی پیشرفته ما استفاده کنید . برای اطلاعات بیشتر به نکات مهم جستجوی پیشرفته مراجعه کنید.

چگونه از طریق عنوان جستجو را انجام دهم؟

عنوان مقاله را در علامت گیومه وارد کنید: “تاریخچه دریای چین ” پژوهشگر Google به طور خودکار مقاله مربوطه و همینطور سایر مقالاتی را که این عنوان در آن ذکر شده پیدا می کند.

چگونه می توانم تحقیقاتی را که اخیراً در مورد موضوعی خاص انجام شده پیدا کنم؟

کافی است بر روی “مقالات اخیر” در سمت راست صفحه نتایج کلیک کنید تا این نتایج برای کمک به شما گروه بندی شده و بتوانید هر چه سریع تر به تحقیقات اخیر دست یابید. در ترتیب جدید عواملی مانند اهمیت مقالات پیشین مؤلف و مجله و همینطور متن کامل هر مقاله و اینکه چند بار به این مقاله استناد شده در نظر گرفته می شود.

کار پیوند مقالات مربوطه چیست؟

برای هر نتیجه جستجوی پژوهشگر Google، سعی می کنیم به طور خودکار بهترین مقاله موجود در فهرست راهنما را که به این موضوع مربوط است پیدا کنیم. با کلیک بر روی پیوند “مقالات مربوطه” که بر روی بسیاری از نتایج ظاهر می شود می توانید لیست این مقالات را مشاهده کنید. لیست مقالات مربوطه ابتدا بر اساس شباهت این مقالات با نتیجه اصلی رتبه بندی می شوند، در عین حال میزان مرتبط بودن هر مقاله نیز در نظر گرفته می شود. پیدا کردن مقالات و کتاب های مربوطه غالباً بهترین روش برای مبتدیانی است که می خواهند با موضوع آشنا شوند. هرچند متوجه شده ایم که حتی افراد خبره هم گاهی از پیدا کردن کارهای مربوط به تجربیات خود دچار شگفتی شده اند.

چگونه می توانم به جستجوی مقالاتی با انتشارات خاص بپردازم؟

با صفحه جستجوی پیشرفته، می توانید واژه های اصلی را که باید هم در مقاله و هم در نام انتشارات ظاهر شود تعیین نمایید. برای اطلاعات بیشتر به نکات مهم جستجوی پیشرفته مراجعه کنید.

چگونه از طریق مقوله جستجو را انجام دهم؟

با صفحه جستجوی پیشرفته، می توانید در هفت زمینه تحقیقاتی به جستجوی مطالب علمی بپردازید. با انتخاب کادرهای مربوط به موضوعات مورد نظر خود به راحتی به جستجوی آنها بپردازید.

دریافت کد مترجم گوگل برای گذاشتن در وبلاگ و یا سایت:
برای دریافت کد مترجم گوگل به این نشانی بروید.

راهنمای پژوهشگر Google

نکات مهم جستجوی پیشرفته

پشتیبانی برای کتابخانه ها

پشتیبانی برای ناشران

پژوهشگر Google

را به سایت خود اضافه کنید

scholar.google

منبع:Google

 


روانشناس شاعر، برنده جایزه نوبل ادبیات

۱ نظر

Tranströmer  ترانسترومریک روانشناس شاعر، برنده جایزه نوبل ادبیات شد
نوبل ادبیات امسال به روانشناسی تعلق گرفت که در اوقات فراغنش شعر می نوشت.
توماس گوستا ترانسترومر (به سوئدی: Tomas Gösta Tranströmer) (زادهٔ ۱۵ آوریل ۱۹۳۱) نویسنده، شاعر و مترجم سوئدی اکنون در استانه هشتاد سالگی برنده‌ی جایزه نوبل ادبیات در سال ۲۰۱۱ میلادی گردیده است. ترانسترومر در سال ۱۹۶۵ لیسانس روانشناسی گرفت و سپس در بخش روان درمانی دانشگاه استکهلم استخدام شد.وی تا کنون برنده ی چندین جایزه ادبی گردیده و یکی از بزرگترین شاعران سوئد در دوران بعد از جنگ به شمار می آید.با وجود اینکه ترانسترومر بواسطه حرفه روانشناسی با درد و رنج مردم آشناست و به هیچ وجه به امر سیاسی و مسایل اجتماعی نپرداخته است اما می توان تصویرهایی از فقر و رنج بشری در آثارش یافت. وی در سال ۱۹۹۰ دچار سکته مغزی شد و تا حدود زیادی قدرت تکلم خود را از دست داد و همسرش مونیکا به پرستاری او می پردازد. کتاب «مجمع‌الجزایر رویا» از جمله آثار آقای ترانسترومر است که از سوی مرتضی ثقفیان به فارسی ترجمه شده و توسط نشر «دیگر» منتشر شده است. برخی از اشعار آقا ترانسترومر نیز با ترجمه سهراب رحیمی، شاعر و مترجم، در نشریات و روزنامه‌های متفاوت ایران منتشر شده‌اند. برای آشایی بیشتر با شعر برنده جایزه نوبل ادبیات امسال بخشی از سروده ی او که در روزنامه ی شرق با ترجمه ی سهراب رحیمی چاپ گردیده می آوریم:

مادریگال

جنگلی تاریک را به ارث برده‌ام. کمتر به آنجا می‌روم. ولی روزی می‌آید که مردگان و زندگان جابه‌جا شوند. آنگاه جنگل به‌جنبش درمی‌آید. ما چندان هم نومید نیستیم. دشوارترین جنایات با وجود تلاش پلیس، برملا نمی‌شوند. به همین سان در زندگی ماعشقی بزرگ هست. جنگلی تاریک را به ارث برده‌ام. اما امروز در آن جای دیگر، در جنگل روشن گام برمی‌دارم. این همه زندگی که می‌خواند می‌لولد می‌لرزد می‌خزد! بهار است و هوا جوان و سرشار. من از دانشگاه فراموشی، مدرک دارم و به اندازه پیراهنی بر بند رخت، دستانم خالی است.


مشروطیت، تاریخ ادامه دارد..

بدون نظر

مبارزان مشروطهامروز چهاردهم مرداد سالگرد پیروزی مردانی است که زندگی در سایه استبداد را بر نتابیدند.روزی که ازخون جوانان وطن لاله دمید ،روز ستارخان” شیخ محمد خیابانی “، ” زینب پاشا “، روز صوراسرافیل روز ملک المتکلمین و دهخدا روز” میرزارضا کرمانی “،عارف قزوینی ،روز آذربایجان و گیلان وبختیاری روز ایران، روز مجاهدان رشیدی که هنوز صدای سم اسب آنها در کوچه های تاریخ شنیده می شود، روز پیروزی عدالت خواهان روز مطبوعات آزاد ،روز ماندگاری ملت ایران ، روز آنهایی که نیستند اما نامشان هست روز مشروطیت است.

مشروطیت ادامه ی درخشش شعله های آزادگی از خاکستر ققنوس سوخته ی هزاران ساله ایران می باشد.

زمانی که فرمان مشروطیت صادر شد جهان چگونه بود؟ در آن زمان درجهان فقط ۴۳ کشور مستقل وجود داشت.در حالی که امروزه تعداد اعضای سازمان ملل به مرز ۲۰۰ کشور رسیده است. (پر سابقه ترین این کشورهای جدید ۴۰-۴۵ سال و بقیه هم فقط ۲۰ سال و کمتر دارای پیشینه هستند.)، از آن ۴۳ کشوری که در آن زمان دارای استقلال بودند، تنها سه کشور ایران، ترکیه (عثمانی) و تا اندازه ای افغانستان از کشور های اسلامی امروز، مستقل بودند.جهان آن روز به جز بخش های کوچکی از آسیا بقیه ی جهان مستعمره بود.
از میان این ۴۳ کشور مستقل، فقط ۱۶ کشور را می شد جزو کشورهای مردم سالار (دارای پارلمان) ردیف کرد.
در تمام این کشورها، زنان صاحب حق رای نبودند.اولین بار زنان در امریکا در سال ۱۹۲۱ حق رای به دست آوردند سپس در بریتانیا در سال ۱۹۲۷ و آنگاه زنان سویسی در دهه ی ۸۰ به این حق دست یافتند، در حالی که امروزه هنوز هم در بسیاری کشورها زنان از حق رای محرومند.
در چنین شرایطی بود که ایران در سال ۱۲۸۵ خورشیدی (۱۹۰۶ میلادی) با انقلاب مشروطیت به عنوان هفدهمین کشور مردم سالار جهان به این گروه اندک می پیوندد.
با نگاهی به آنچه که گفته شد و در جهان در زیر سلطه ی استبداد و استعمار آن روزگار کاری که ایرانی ها به ثمر رساندند دست آورد عظیمی بود و ایرانیان نخستین ملتی بودند که در قاره پهناور آسیا بانگ ملت گرایی را بلند کردند و در این مبارزه موفق شدند..

این روزها عده ای با مقایسه خواسته های ملت ایران درجنبش مشروطه با خواسته های کنونی، این گفته را تکرار می کنند که: تاریخ تکرار می شود.در پاسخ باید گفت تاریخ ادامه دارد تکرار نمی شود.

سالگرد پیروزی نهضت مشروطه بر ملت سرفراز ایران مبارک.


روانشناسی خام در مدرسه

بدون نظر

آنچه را که هایدر Heider 1958 روانشناسی خام می نامد، در ادراک بسیاری از مردم (مانند معلمان) از علیت با توجه به نتایج رفتار، اثر می گذارد. هایدر مفاهیم “توانستن” و کوشش را به موازی مفاهیم روانی یادگیری (توانایی) و انگیزش بوجود آورد.معلم خام به دانش آموز خود می گوید “اگر تلاش کنی می توانی آن را انجام دهی”، زیرا فرض را براین می گیرد که تکلیف یاد شده، در محدوده توانایی دانش آموز است.هنگامی که دانش آموز از عهده ی تکلیف برنمی آید، معلم فرض را بر این می گیرد که او تلاش نکرده است و او را بیشتر ترغیب می کند.هنگامی که برای بار دوم و سوم شکست روی می دهد، معلم یکی از تبیینات زیر را بر می گزیند: دانش آموزبا کله شقی از کوشیدن خودداری می کند، یا دانش آموز توانایی انجام تکلیف را ندارد.معلم با گزینش تبیین اول کودک را از جنبه ی منفی می نگرد و ممکن است موفقیت های آینده ی او را پاداش ندهد، زیرا این گونه موفقیت ها، باور معلم را در مورد تلاش نکردن دانش آموز تایید می کنند.معلم در صورت گزینش دومین تبیین، ممکن است موفقیت های آینده را به بخت و شانس نسبت دهد..عبدالرضافارسی

اماحقیقت این است که ارتباط معادله ای – توانستن ( توانایی) به اضافه ی تلاش (کوشش) مساوی است با موفقیت، که پوشیده بودن آن در جمله ی “اگر تلاش کنی، می توانی آن را انجام دهی”، نادرست است.بسیاری از پژوهشگران هستند که برای موفقیت، به سختی تلاش می کنند و با وجود هر گونه کوششی شکست می خورند.برای نمونه، قهرمان حرفای که پرتاب آزاد بسکتبال را گل نمی کنند، یا قهرمانانی که نخستین و حتی دومین سرویس در تنیس را خطا می کنند.در حالی که شکست ممکن است ناشی از علل بسیاری باشد.

منبع: انگیزش در آموزش و پرورش، ساموئل بال،برگردان دکتر سید علی اصغر مسدد.


چون خدا خواهد، حکایتی از مثنوی

بدون نظر

چون خدا خواهد که پَرده ی کَس دَرَد / میلش اندر طعنه ی پاکان بَرَد

چون خدا خواهد که پوشد عیب کَس / کم زند در عیبِ معیوبان، نَفَس

چون خدا خواهد که مان یاری کند / میلِ ما را جانب زاری کند


این ابیات در دفتر اول مثنوی در ادامه حکایت “کژ ماندن دهان آن مرد که نام محمد (ص) را تَسخُر خواند” آمده است و در بیان مطلبی است که در ابیات پیشین به هدف نتیجه گیری این که هرکس جواب عمل خود را می بیند می باشد.کریم زمانی نیا در شرح مثنوی در تفسیر این ابیات چنین آورده است:

چون خدا خواهد که پَرده ی کَس دَرَد / میلش اندر طعنه ی پاکان بَرَد


هرگاه خداوند بخواهد پرده ی عِرض و آبروی کسی را پاره کند، یعنی هرگاه آدمی تباهکار مستحق رسوایی گردد، خداوند در او میل و علاقه ای ایجاد می کند که به خرده گیری و عیبجویی افراد وارسته و پاک دست زند.

چون خدا خواهد که پوشد عیب کَس / کم زند در عیبِ معیوبان، نَفَس


هرگاه خداوند بخواهد که عیب کسی را پوشاند، کاری می کند که شخص هرگز از عیب عیبناکان سخن نگوید و حرفی در طعنه ی آنان بر زبان نراند.(زیرا براساس “جواب عمل” هر که به عیبجویی و پرده دری دیگران علاقمند باشد، خود او نیز آماج عیبجویی و پرده دری دیگران قرار گیرد.)

چون خدا خواهد که مان یاری کند / میلِ مان را جانب زاری کند


از آنجا که تضرع و زاری حاکی از آگاهی شخص بر کاستی ها و نواقص خود است و قهرا آدمی که به کاستی ها و نواقص خود آگاه باشد می کوشد خود را از آن صفات دور کند و بدین ترتیب مجال نمی یابد که در پوستین خلق افتد بلکه قوای خویش را در جهت تکمیل نفس خود صرف می کند.

مثنوی معنوی، مولوی، حکایت مثنوی، مولانا، تفسیر مثنوی


سوگند بقراط ،برزویهٔ طبیب و زیر میزی

۲ نظر

زیرمیزی پولی است که بدون ضابطه بین پزشک و بیمار رد و بدل می‌شود و پزشک مابه‌التفاوت تعرفه بخش خصوصی و دولتی که بیشتر مواقع میلیونی است، از بیمار دریافت می‌کند تا او را در بخش دولتی درمان !! کند. بعد از به راه افتادن سرو صداهای زیاد در مورد پدیده زیرمیزی گرفتن پزشکان، کمیسیون بهداشت مجلس به این ماجرا وارد شد تا راه حلی در این مورد پیدا کند،خبرگزاری مهر در این مورد از قول نماینده اهواز نوشت: نماینده مردم اهواز در مجلس شورای اسلامی گفت: به علت عدم برخورد جدی با پدیده غیر اخلاقی زیر میزی گرفتن پزشکان از بیماران از این پس باید نام این پدیده را رومیزی گذاشت… وی افزود: دیگر نمی توان این پدیده را زیر میزی معرفی کرد چرا به علت عدم برخورد با پزشکان متخلف در این خصوص، این کار به صورت آشکار و بدون ترس و حتی در بیمارستانهای دولتی صورت می گیرد و به عبارتی باید از این پس نام این پدیده را رومیزی گذاشت.

از بقراط اولین کسی که مبانی اخلاقی را با طبابت در آمیخته است یاد می کنند، مبانی اخلاقی بقراط در زمینه پزشکی، امروزه به “سوگند نامه بقراط” معروف گردیده است که در بسیاری از کشورهای جهان به عنوان تعهد نامه پزشکان هنگام اتمام دوره تحصیل قرائت می شود.در بخشی از این سوگند نامه آمده است:”.. پرهیز غذایی را بر حسب توانایی و قضاوت خود به نفع بیماران تجویز خواهنم کرد نه برای ضرر و زیان آنها…. با پرهیزگاری و تقدس زندگی وحرفه خودرا نجات خواهم داد. بیماران سنگ دار را عمل نخواهنم کرد و این عمل را به اهل فن واگذار خواهم نمود. در هر خانه ای که باید داخل شوم برای مفید بودن به حال بیماران وارد خواهم شد ….”

بُرْزویه، پزشک نامدار و پیشوای پزشکان ایران در عصر خسرو انوشیروان ساسانی، گردآورندهٔ کلیله و دمنه در بخش اول این کتاب با عنوان باب برزویه الطبیب چنین می گوید:” چنین گوید برزویه، مقدم اطبای پارس، که پدر من از لشکریان بود و مادر من از خانه علمای دین زردشت بود… و چون سال عمر بهفت رسید مرا برخواندن علم طب تحریض نمودند (تشویق نمودند)، و چندانکه اندک وقوفی افتاد و فضیلت آن بشناختم برغبت صادق و حرص غالب در تعلم آن می‌کوشیدم، تا بدان صنعت شهرتی یافتم و در معرض معالجت بیماران آمدم (به مداوای بیماران پرداختم). آنگاه نفس خویش را میان چهار کار که تگاپوی اهل دنیا ازان نتواند گذشت مخیر گردانیدم: وفور مال و، لذات حال و، ذکر سایر و. ثواب باقی (برزویه می گوید:پس از آنکه به طبابت پرداختم خودم را در انتخاب چهار هدف که کوشش مردم دنیا نمی تواند خارج از آنها باشد، آزاد گذاشتم، فراوانی ثروت، خوشی های موجود و گذرا، نامِ نیک فراگیر و پاداش جاودان اخروی). و پوشیده نماند که علم طب نزدیک همه خردمندان و در تمامی دینها ستوده ست. و در کتب طب آورده‌اند که فاضلتر اطبا آنست که که بر معالجت از جهت ذخیرت آخرت مواظبت نماید، که بملازمت این سیرت نصیب دنیا هرچه کامل تر بیابد و رستگاری عقبی مدخر گردد؛ … و هر کجا بیماری نشان یافتم که در وی امید صحت بود معالجت او بر وجه حسبت بر دست گرفتم…و چون یکچندی بگذشت و طایفه ای را از امثال خود در مال و جاه بر خویشتن سابق (پیشتر) دیدم نفس بدان مایل گشت، و تمنی مراتب این جهانی بر خاطر گذشتن گرفت، و نزدیک آمد که پای از جای بشود. با خود گفتم.. وقوی تر سببی ترک دنیار ا مشارکت این مشی دون عاجر است که بدان مغرور گشته‌اند. از این اندیشه ناصواب (کسب مال و مقام) درگذر و همت بر اکتساب ثواب مقصور گردان، که راه مخوفست و رفیقان ناموافق و رحلت (مرگ) نزدیک و هنگام حرکت نامعلوم. زینهار تا در ساختن توشه آخرت تقصیر نکنی، از این اندیشه ناصواب درگذر و همت بر اکتساب ثواب مقصور گردان، که راه مخوفست و رفیقان ناموافق و رحلت نزدیک و هنگام حرکت نامعلوم… سرانجام ادامه می دهد: چون بدین ترتیب در ستیزه با نفس (گردآوری مال و مقام) بانفس زیاده روی کردم، به راه آمد و به میلی راستین و به خاطر کسب رضای خدا به معالجه ی بیماران مشغول شدم و روزگارم را مصروف آن کار کردم تا به برکتهای آن،دروازه های روزی به روی من گشوده شد..

اکنون این پرسش پیش می آید در روزگار کنونی که با پیشرفت‌ تکنولوژی‌های جدید (پزشکی) درمان بیماری‌ها سرعت چشمگیری یافته است جایگاه کنونی اخلاق در حرفه پزشکی کجاست؟


خودت !

۱ نظر

زندگی همچون یک خانه ی شلوغ و پر اساس و درهم و بر هم است و تو در آن غرق.این تابلو را به دیوار مقابل می زنی، آن قالیچه را جلو پلکان میاندازی، راهرو را جارو می کنی، نفت دیوترم تمام شده است، مبل ها به هم ریخته است، هنوز اتاق پذیرایی را گرد گیری نکرده ای، مهمان ها دارند می رسند و هنوز لباس عوض نکرده ای، در آشپزخانه واویلاست و هنوز کارهات مانده است. یکی از مهمان ها که الان می آید نکته بین و بهانه گیر و حسود و چهار چشمی همه چیز را می پاید، از این اتاق به آن اتاق سر می کشی، از حیاط به توی هال می پری، از پله ها به طبقه بالا می روی، بر می گردی، پرده و قالی و سماور و میوه و گل و سفره و چای و شربت و شیرینی و میوه و حسن و حسین و مهین و شهین و …. غرقه در همین کشمکش ها و گرفتاری ها و مشغولیات و خیالات و می روی و می آیی و می دوی و می پری که ناگهان، سر پیچ پلکان جلوت یک آیینه است، از آن رد مشو، لحظه ای همه چیز را رها کن، خودت را خلاص کن، بایست و و با خودت روبرو شو، نگاهش کن، خوب نگاهش کن، او را می شناسی؟دقیقا وراندازش کن، کوشش کن درست بشناسی اش، درست بجایش آوری، فکر کن، ببین این همان است که می خواستی باشی؟ اگر نه  پس چه کسی و چه کاری فوری تر و مهم تر از این که همه ی این مشغله های سرسام آور و پوچ و روزمره و تکراری و زود گذر و تقلیدی و بی دوام و بی قیمت را از دستت و دوشت بریزی و به او بپردازی، او را درست کنی، فرصت کم است، مگر عمر آدمی چند هزار سال است؟عبدالرضافارسی

چه زود هم می گذرد، مثل صفحات کتابی که باد ورق می زند.آن هم کتاب کوچکی که پنجاه شصت صفحه بیشتر ندارد،تازه چقدرش مانده است؟جلد دومی هم ندارد، هر صفحه ای هم که ورق می خورد باد می برد!
شریعتی، با مخاطب های آشنا


از قتل در نیویورک تا سعادت آباد همرنگی در روانشناسی اجتماعی

۱ نظر

چند روز پیش وقوع قتلی در یکی از مناطق تهران بازتاب فراوانی در جامعه و رسانه های خبری داشت.رسانه ها نوشتند:

تصاویر ترسناک و تاسف برانگیز حمله عاشق قدیمی به عاشق جدید زنی شوهردار که همسر نخست خود را به بهانه دوستی با یک بنگاه دار رها کرده بود، این روزها دل هموطنان زیادی را آزرده و چشمان زیادی را حیرت زده کرده است. به گزارش سرویس اجتماعی آینده، پیش از ظهر روز پنج شنبه گذشته در یکی از خیابانهای شمالی میدان کاج منطقه سعادت آباد تهران، مردی با ایجاد قرار مرگ برای مرد جوان دیگری با کاردی بزرگ به وی حمله کرده و در برابر دیدگان مردم و اهالی محل، جوان مورد اشاره را به شدت مجروح می کند. رسانه دیگر نوشت:

اگر تا چند وقت پیش کسی برایمان از صحنه‌ای تعریف می‌کرد که وسط روز و در یکی از خیابانهای پر رفت و آمد شهر، شخصی با ضربات چاقو به کسی حمله کرده و هیچکس هم هیچ کاری نمی‌کند، فکر میکردیم دارد از بخشهایی از فیلمی که به تازگی دیده حرف میزند؛ اما همین چند وقت پیش بود که حادثه میدان کاج سعادت‌آباد ذهنیت خیلی از ما را نسبت به وقوع اینگونه اتفاقات تغییر داد. ماجرا از دعوای دو مرد بر سر زن دلخواهشان آغاز شد که درگیری به چاقوکشی منجر شده و یکی از طرفین دعوا پس از وارد کردن ضربات متعدد چاقو به طرف دیگر، با تهدید به این که خودزنی می‌کند مانع از کمک‌رسانی به فرد مضروب شد تا جایی که خونریزی زیاد مرگ او را رقم زد. این در حالی است که مردم و حتی ماموران نیروی انتظامی در محل حادثه حضور داشتند و دوربین به دست، به تماشای آنچه باور نمیکردند در حال رخ دادن باشد ایستاده بودند….

پدر مقتول این حادثه نیز ضمن انتقاد از مردم حاضر در صحنه و پلیس .. خطاب به ریاست دادگاه کیفری استان تهران گفت: “تقاضای من اشد مجازات متهمان است. … وی تأکید کرد که در این حادثه بیشتر از همه، مردم حاضر در صحنه جرم و پلیس دل ما را شکستند.

یادم آمد سالها پیش در درس روانشناسی اجتماعی که داشتیم، الیوت ارنسون در کتاب روانشناسی اجتماعی خود که بوسیله دکتر حسین شکر کن به فارسی ترجمه گردیده است به موضوعی مشابه اشاره کرده بود.گرچه تعمیم حوادث و نتیجه گیری یکسان از دو حادثه بدون در نظر گرفتن شرایط زمانی و مکانی و فرهنگی روشی مناسب نیست با این همه بی مناسبت نیست به مطلبی که در فصل دوم کتاب یاد شده با عنوان “همرنگی با جماعت” آمده نگاهی بیاندازیم. “ناظر کناره گیر به عنوان شخص همرنگ” زن جوانی به نام کیتی جنوویس در شهر نیویورک با ضربات کار به قتل رسید.رویدادی دلخراش بود اما حادثه خیلی تازه ای نبود، زیرا در یک مرکز عمده جمعیت قتل های وحشیانه غیر معمول نیست، آنچه این رویداد را در خور توجه می سازد این است که در حدود ۳۸ نفر از همسایگان بر اثر فریاد های ناشی از ترس و وحشت وی به پشت پنجره های خود آمدند و مدت ۳۰ دقیقه که ضمن آن ضارب عمل وحشیانه خود را به اتمام رساند، ناتوان و درمانده پشت پنجره های خود ماندند و این صحنه را نظاره کردند.هیچ کدام از آنها به یاری وی نیامد و حتی کسی برای اطلاع به پلیس گوشی تلفن را برنداشت.چرا؟**چرا این تماشاگران او را مدد و یاری نکردند؟ آیا مردم شهرهای بزرگ نسبت به گرفتاری و پریشانی دیگران بی اعتنا هستند؟ آیا چنان به مصیبت و بلا خو گرفته اند که در مواجهه با درد و رنج لابالی شده اند؟ آیا تماشاگران این موقعیت ها با من و شما متفاوتند؟ پاسخ همه این پرسش ها منفی است.مصاحبه هایی که با ناظران واقعه قتل جنوویس به عمل آمد آشکار ساخت که آنان به هیچ وجه بی تفاوت نبوده بلکه خیلی هم وحشت زده بودند.پس چرا اصلا دخالت نکردند؟این پرسش مشکلی برای پاسخگویی است، بعدها از نتایج آزمایش های استادانه جان دارلی ( John Darley) و همکاران سر نخ هایی بدست آمد که چرا ناظران آن واقعه هیچ کاری نکردند.این پژوهشگران فرضیه ای مطرح کردند مبنی بر این که صرف تعداد افرادی که این فجایع را ناظر بوده اند عمل یاری و کمک رسانی را سخت و دشوار کرده است، به این معنا که، اگر شمار بسیاری از مردم به تماشای حادثه ای بایستند احتمال کمک به مصدوم را کاهش می دهند، عدم دخالت را می توان نوعی همرنگی تلقی کرد…. ارنسون دلیل دیگربرای عدم یاری تماشاگران در حادثه قتل جنوویس را چنین توضیح می دهد: احتمالا در چنین موقعیتی، ممکن است اگر مردم آگاه باشند که دیگران نیز آن واقعه را تماشا می کنند تداخل مسئولیت پیش بیاید، به این معنا که هر تماشاگر ممکن است احساس کرده باشد که یاری و مدد کاری منحصرا در مسئولیت او نبوده است چه دیگران نیز تماشا می کرده اند، در نتیجه، هر تماشاگر ممکن است احساس کرده باشد که دیگری به پلیس تلفن می کند یا وظیفه دیگری است که این کار را بکند… رفتار تماشاگران در چنین مواردی تصویری غم انگیز از موقعیت انسان به دست می دهد.آیا واقعیت دارد که اگر کسی با عدم دخالت سرمسق بدی ارایه دهد، یا اگر مسئولیت برای عمل و اقدام قدری تداخل یابد، مردم از کمک به هم احتراز می جویند.شاید چنین نباشد، شاید مواقعی باشد که مردم برانگیخته می شوند تا به مدد و یاری هم نوعان خود بشتابند.ارنسون برای این مورد از عاملی به نام ” یک احساس سرنوشت مشترک” یاد می کند که این احساس مشترک و دو جانبه بین مردمی که دارای علایق، عادت ها، شادی ها، سختی ها و شرایط محیطی یکسانی هستند می تواند میل به یاری رساندن در افراد را افزایش دهد. عبد

عبدالرضافارسی

تصویر مقتول حادثه سعادت آباد

تصویر مقتول حادثه سعادت آباد

پی نوشت: روانشناسی اجتماعی نوشته: الیوت ارونسون ترجمه: دکتر حسین شکرکن. با جستجو در اینترنت می توانید این کتاب را بیابید.


عرفه، تو هنوز همان خدایی

۱ نظر

دعا

راه ها تنگ می شوند

الْمَذاهِبُ فى سَعَتِها وَتَضیقُ بِىَ الاَْرْضُ ..

ای خدای من و پدرانم

ابراهیم ، اسمعیل، اسحاق و یعقوب
خدای جبرئیل، میکاییل و اسرافیل
خدای آخرین رسول، خدای محمد
خدای برگزیدگان …
تو پناه منی
وقتی راه ها با همه وسعت شان
و زمین با همه گستردگی
بر من تنگ می شود
رحمت تو اگر نباشد، نابود می شوم
تو نمی گذاری، مدام بلغزم
پرده های تو اگر نباشد رسوا می شوم
کمکم می کنی بر دشمنان روحم پیروز شوم
همراهی تو اگر نباشد من شکست می خورم
شکست می خورم.
تا یوسف از چاه برآوری
کاروان را در سرزمین فقر نگاه داشتی
تا یوسف را از چاه بر آوری
تا بعد از غلامی پادشاهش کنی
چشمهای یعقوب از اندوه سپید بود
و غم و دردش را فرو می خورد
تو یوسف را به او برگرداندی
تو رنج و درد را از ایوب گرفتی
ابراهیم پیر بود و در پایان عمر
تو دستانش را گرفتی تا پسر قربانی نکند
به دعای زکریا جواب دادی
یحیی به او بخشیدی
نگذاشتی تنها و بی کس بماند
تو یونس را از دل ماهی در آوردی
دریا را بر بنی اسرائیل شکافتی
(تو هنوز همان خدایی)
همان خدایی که ساحران فرعون را نجات داد
آن هم پس از سالها انکار و و کفر!

عر

ه، .د..عای عرفه، عبدالرضافارسی، عبدالرضا فارسی