آموزش و پرورش، تحصیلات همگانی و عدالت اجتماعی

در محافل تربیتی و دانشکده های علوم تربیتی چه بسا با این گفته که تحصیلات همگانی نتایج مطلوب فراوانی در بر دارد روبرو می شویم و این که تحصیلات همگانی یکی از راه های تقسیم درآمدها و برابری اجتماعی می باشد.
در مورد این مطلب که آیا تحصیلات همگانی یکی از راه های تقسیم درآمد و برابری اجتماعی هست یا خیر ؟ جواب منفی است، چه اینکه لازمه ی برابری اجتماعی مدرسه رفتن نمی باشد و در حقیقت هیچ شاهد و مدرک علمی در دست نیست که تحصیلات همگانی که خود اصولابر اساس درآمد و تحصیل پدر و مادرها متکی شده است در برابری و تقسیم ثروت و درآمد یک مملکت نقشی ایفا کند.
حقیقت این است که چنانچه حد متوسط مدرسه رفتن یک جامعه بالا رود، بدون اینکه ما اساس طبقاتی مدرسه را از بین برده باشیم، در اساس درآمد مردم، تغییری داده نخواهد شد….  چون بچه هایی که از خانواده های مرفه هستند به علت آمادگی محیط خانوادگی و اطراف، دسترسی بیشتری از فرزندان طبقه محروم، به تحصیلات عالیه خواهند داشت. حتی اگر شانس برابری برای ادامه تحصیل به افراد جامعه بدهیم، در اساس اینکه چه چیز به چه کسی در جامعه ای خواهد رسید، تغییر زیادی نداده ایم.
نتیجه این که :
الف- مدرسه در مقایسه با خانواده و بطور کلی پایگاه اجتماعی فرد، برای دسترسی به به ثروت های مادی و محیطزندگی مرفه تر، موسسه ای پر قدرت نیست.
ب- شیوه کنترل در مدارس به صورتی است که حتی با فرض اینکه مدارس موسساتی مقتدر و در راه ایجاد عدالت اقتصادی و اجتماعی باشند، باز هم تبدیل به وسیله ای شده اند که روش وسیستم تقسیم غیر عادلانه ثروت را حفظ نموده و در حقیقت از تغییر در اساس اجتماع جلوگیری می نمایند، چون در همه جای دنیا وضع موجود را صحیح جلوه می دهند.
بتابراین تحصیلات همگانی در صورتی می تواند به نتایج مطلوب برسد که همزمان با آن رهبران و اولیای امورسعی جدی نمایند که درآمد و ثروت مملکت به صورت عادلانه بین افراد جامعه تقسیم شود در غیر این صورت تحصیلات همگانی و رایگان !! گاه می تواند به نتایج زیانباری از جمله تشدید نابرابری اجتماعی و حتی افزایش آسیب های اجتماعی منجر شود.

About عبدالرضافارسی

عبدالرضا فارسی کارشناس ارشد روانشناسی مشاوره تحصیلی، ازدواج، کودک و نوجوان تلفن: 09363732767