برای دانیال کودکی که زبانی جز گریه نداشت.

An infant crying in the night .
An infant crying for the light
And with no language but cry.

کودکی که در شب گریه می کند
کودکی که در تاریکی برای نور گریه می کند
و هیچ زبانی جز گریه ندارد.


قرار نبود چیزی بنویسم.بیماری و خستگی فرصت نوشتنم را گرفته بود نه برای بزرگداشت سعدی نه روز ملی خلیج فارس و نه روز کارگر و معلم.اما دیشب تیتر روزنامه ای نظرم را جلب کرد:
” اعضای بدن پسربچه ۷ ساله‌ای که بر اثر شکنجه‌های شدید دچار مرگ مغزی شده، به چند بیمار اهدا می‌شود”.(۱)
ساعت دو بعد از ظهر یکشنبه – ۵ اردیبهشت – امدادگران اورژانس پیکر نیمه‌جان کودکی هفت ساله به نام «دانیال» را به بیمارستانی در شمال‌شرق تهران انتقال می دهند. پزشکان پس از نخستین معاینه متوجه آثار جراحاتی قدیمی روی بدن کودک می شوند. پسربچه به خاطر اصابت ضربه به سرش به حالت کما رفته است.مسئولان بیمارستان با مشاهده آثار ضرب و شتم روی بدن کودک، موضوع را به پلیس اطلاع می دهند. در حالی که تیم پزشکی، جراحی برای نجات جان «دانیال» را آغاز کرده بودند، گروهی از مأموران کلانتری ۱۳۶ فرجام با حضور در بیمارستان به تحقیق درباره علت حادثه پرداختند.نخستین بررسی‌ها نشان داد پدر و مادر دانیال شش سال قبل به دلیل اختلاف‌های خانوادگی از هم جدا شده و قاضی دادگاه خانواده حضانت «دانیال» را تا هفت سالگی به مادرش سپرده بود. مادر «دانیال» به مأموران می گوید: «امروز پسرم در حال بازی بود که ناگهان تعادلش را از دست داد و از پله‌ها سقوط کرد، من هم سریع او را به بیمارستان رساندم.» با توجه تناقض‌گویی‌های زن جوان، مأموران به تحقیقات خود ادامه داده و دریافتند از شش ماه قبل مردی میانسال به خانه آنها رفت‌و‌آمد داشته و روز حادثه نیز مردی ناشناس «دانیال» را به بیمارستان آورده است.پس از تحقیق از همسایه‌ها یکی از آنها می گوید: صدای گریه و داد و فریاد «دانیال» را زیاد می‌شنیدم، او دایم التماس می‌کرد که کتکش نزنند.مأموران که احتمال می‌دادند «دانیال» از سوی مادرش یا مرد ناشناس هدف کودک‌آزاری قرار گرفته باشد، با دستور قضایی زن جوان را بازداشت کردند. مادر پسربچه در بازجویی‌ها مدعی شد مرد ناشناس همسر دومش و ناپدری «دانیال» است و موضوع آزار و شکنجه «دانیال» صحت ندارد.سرانجام پس از ۲۴ ساعت مادر «دانیال» به مأموران گفت: «روز حادثه من و ناپدری دانیال عصبانی بودیم. او هم اذیت می‌کرد، که ناگهان ضربه‌ای به صورتش زدیم که تعادل خود را از دست داد و سرش به دیوار اصابت کرد.»
با گذشت سه روز از بستری شدن پسربچه ۷ ساله در بیمارستان، پزشکان مرگ مغزی او را تأیید می کنند..

و هیچ زبانی جز گریه ندارد

و هیچ زبانی جز گریه ندارد


گفت‌و‌گو با پدر دانیال


پدر «دانیال» در حالی که هنوز غروب زندگی فرزندش را باور ندارد، می گوید: سال ۸۳ به خاطر اختلاف‌های شدید از همسرم جدا شدم و دادگاه خانواده حضانت «دانیال» را تا هفت سالگی به مادرش سپرد. طبق رأی دادگاه قرار بود هفته‌ای ۴ تا ۸ ساعت در کلانتری فرزندم را ملاقات کنم و با وجود نارضایتی از این موضوع، چاره‌ای جز تسلیم نداشتم. تا اینکه همسر سابقم بی‌خبر خانه‌اش را عوض کرد و به من اجازه دیدار بچه را نداد. ۶ سال از «دانیال» بی‌خبر بودم و هر وقت دلتنگ شنیدن صدای کودکانه و دیدنش می‌شدم، به خانه مادرزنم تلفن می‌زدم تا شاید نشانی از گمشده‌ام پیدا کنم، اما پسرم انگار که در تاریکی زندگی گم شده بود. فقط یک‌بار که به خانه مادرزنم تلفن کردم، پسرم گوشی تلفن را برداشت و تا خودم را معرفی کردم، آنها تلفن را قطع کردند. پدر دانیال با ناراحتی ادامه می دهد: عصر یکشنبه مادر «دانیال» با خواهرم تماس گرفت و گفت پسرم به کما رفته و برای درمانش ۵۰۰ هزار تومان پول می‌خواهند. بی‌خبر از همه جا به امید نجات جان دانیال سراسیمه خود را به بیمارستان رساندم و برای زنده ماندن پسرم التماس کردم. آن شب پس از عمل جراحی امیدوار شدیم که او به هوش بیاید، اما انگار زندگی غم‌انگیز «دانیال» خیلی زود به پایان رسیده بود. پزشکان با اعلام مرگ مغزی دانیال به پدرش به او پیشنهاد دادند تا دیر نشده، با اهدای اعضای بدن دانیال، چند بیمار را از مرگ حتمی نجات دهد پدر دانیال می گوید: «دانیال» در تمام عمر کوتاهش زجر کشیده بود و همسرم اگر تمایلی به نگهداری از «دانیال» نداشت، می‌توانست سرپرستی‌اش را به من واگذار کند…
مادر «دانیال» عصر دیروز در جریان بازسازی صحنه مرگ فرزندش در برابر کارآگاهان دایره ۱۰ پلیس آگاهی تهران به تشریح ماجرا پرداخت…
این نخستین بار نیست که زنی ازشوهرش جدا می شود دادگاه حضانت بچه را به مادر می دهد و طبق رای دادگاه پدر فقط می تواند هفته ای ۴ تا ۸ ساعت فرزندش را آن هم در کلانتری ملاقات کند و  به تقل از پدر دانیال گفته شده که  مادر اجازه ی همین ملاقات کوتاه فرزند با پدرش را هم نداده است. بطور کلی معمولا در چنین مواردی به نظر می رسد که بعضی مادر ان می خواهند بدین سان از همسر سابق خود انتقام بگیرند مهر مادری فراموش می شود و معمولا زمانی که پدر نقطه ضعف !! نشان می دهد و علاقه خویش را به فرزندش بروز می دهد، کودک معصوم ابزار و وسیله ای می شود برای آزار پدرش..

کودک آزاری child-abuse

کودک آزاری child-abuse

امیدوارم ماجرا آنگونه که خبرنگار روزنامه ذکر نموده نباشد به هر حال اکنون ۵ روز از این ماجرا گذشته است و در حالی که خدا حاکم روح دانیال گردیده (۲) و قرار است اعضای بدن مجروح دانیال، چند بیمار را از مرگ حتمی نجات دهد، بسیاری در این باره سکوت کرده اند آنهایی که کمپین تشکیل می دهند و امضا جمع می کنند، وکلایی که در مذمت فرزند کشی مقاله می نویسند و خیلی های دیگر… شاید چون این بار انگشت اتهام متوجه زنی است که نام مادر بر خود دارد. ممکن است لازم باشد سکوت کنند ویا توجیه.

۱-توضیح اینکه منبع این خبر روزنامه ایران روز پنج شنبه گذشته می باشد.مطالب نوشته شده بر اساس گزارش خبرنگار این روزنامه می باشد و چه بسا مواردی از موضوع در این گزارش از قلم افتاده باشد و  در آینده برملا شود و فعلا مادر و ناپدری دانیال در این حادثه مورد اتهام می باشند و تا زمان نوشتن مطلب جرمی در این زمینه بر آنها اثبات نشده است.

۲-دانیال به زبان‌عبری به معنای «خدا حاکم من است» می باشد.

دانیال آنچه آرزو می کرد

دانیال آنچه آرزو می کرد

دانیال آنچه سرانجامش شد.

دانیال آنچه سرانجامش شد.

پی نوشت: دانیال بهانه بود
امروز یک هفته از ماجرای دانیال می گذرد.در مدت این یک هفته صدها نفر این مطلب را خوانده اند و ده ها خواننده در این موردنظر داده اند یا مطالبی را به صورت خصوصی برایم فرستاده اند. برای هیچکدام پاسخی ننوشته ام.فردا باید برای شرکت در امتحان روانشناسی تربیتی به شهر دیگری بروم.حرف هایم و پاسخ را می گذارم برای فردا که باز می گردم.فردا خواهم نوشت که بازگو کردن ماجرای دانیال یک بهانه بود، خواهم نوشت که ده ها دانیال دیگر در بین ما و در نزدیکی ما وجود دارند و حتی بعضی از آنها را می شناسیم.تا …. فردا.

About عبدالرضافارسی

عبدالرضا فارسی کارشناس ارشد روانشناسی مشاوره تحصیلی، ازدواج، کودک و نوجوان تلفن: 09363732767