” دلارا دارابی ” آنتوان چخوف، مجازات اعدام

هفته گذشته ماجرای توقف یا اجرای حکم اعدام دختر خانمی به نام ” دلارا دارابی ” به یکی از موضوعات بحث انگیز جامعه تبدیل شده بود. دلارا دارابی مدت نزدیک ۵ سال را در زندان رشت به اتهام دست داشتن در قتل بسر می برد و به همین دلیل از مدت ها قبل طی روند قضایی حکم اعدام او صادر گردیده بود ولی بنظر می رسید که با وساطت بعضی ها به امید گذشت شاکیان ( خانواده مقتول ) اجرای حکم این دختر نوجوان به تاخیر افتاده و حتی گفته شد قوه قضائیه حکم اعدام دل آرا دارابی را برای مدت محدودی متوقف کرده است تا این دختر ۲۳ ساله و خانواده اش فرصت جلب رضایت از اولیای دم را داشته باشد.
چنین به نظر می رسید که متأسفانه، در جریان این پرونده، دو اشکال پیش آمده بود که باعث طولانی شدن روند پرونده شده است؛ یکی این‌که بعضی از کسانی که برای حل مسأله وارد موضوع شده‏اند، به گونه‏ای رفتار کرده‏اند که احساسات هر دو خانواده جریحه‏دار شده است. هم از یک ‏طرف، چنان از بی‏گناهی خانم دلارا گفته‏اند که خانواده‏ی مقتول رنجیده شده‏اند و به رسانه‏ها و به همه‏‏ی کسانی که به این نحو دفاع کرده‏اند، اعتراض داشتند و احساس کردند که خون مادرشان پایمال شده است.مشکل دوم این است که بعضی از جریانات خیلی از مسایل را که فی‏النفسه، حقوقی و انسانی هستند، بلافاصله تبدیل به یک معرکه‏ی سیاسی می‏کنند و وقتی مسأله، تبدیل به یک کشمکش سیاسی شد، از روال عادی آن خارج می‏شود. متأسفانه، این مشکلی است که ما چند سال است با آن دست ‏به گریبان هستیم.به هر حال سرانجام روز جمعه یازدهم اردیبهشت خبر اجرای حکم اعدام این دختر نوجوان اعلام شد…
همچنین پنج شبه گذشته دهم اردیبهشت ماه روزنامه همشهری همراه با انتشار روزنامه، کتاب همشهری را هم منتشر کرد ضمیمه ۳۲ صفحه ای این شماره با عنوان ” داستان های کوتاه جهان ” سه داستان کوتاه دارد و داستان کوتاهی از ” آنتوان چخوف ” را هم با عنوان ” شرط ” آورده است. آنتوان چخوف در این داستان کوچک به ماجرایی می پردازد که در یک میهمانی بین یک بانکدار نازپرورده و وکیلی جوان اتفاق می افتد بدینگونه که در یک میهمانی که افراد بسیاری در آن شرکت داشتند گفتگوی جالبی بین شرکت کنندگان در باره مجازات اعدام در جریان بود و بیشتر میهمانان با مجازات اعدام مخالف بودند.به نظر آنها، اعدام، مجازاتی منسوخ و نامناسب بود.بعضی از آنها اعتقاد داشتند که در تمام دنیا، حبس ابد باید جایگزین مجازات اعدام شود.میزبان که همان بانکدار بود می گوید « من با شما موافق نیستم.خود من مجازات اعدام یا حبس ابد را تجربه نکرده ام، اما اگر قرار باشد یکی را انتخاب کنم، بنظر من اعدام از حبس ابد اخلاقی تر و و انسانی تر است، اعدام مرگی فوری است، اما حبس ابد، مرگی تدریجی.چه کسی جلاد مهربان تری است؟ کسی که شما را ظرف چند ثانیه می کشد یا کسی که سال ها پی درپی جان شما را می گیرد؟. در میان جمع، یک وکیل جوان هم وجود دارد و نظرش را چنین بیان می کند که: اعدام و حبس ابد هر دو به یک اندازه غیر قابل قبول است، اما اگر قرار بود من یکی از این دو را انتخاب کنم، یقینا دومی را انتخاب می کردم، چون به هر حال زندگی کردن در هر شرایطی بهتر از مردن است. »
نیجه این بحث سرانجام به شرط بندی بین وکیل جوان و بانکدار منجر می گردد به این صورت که وکیل جوان شرط می بندد که در مقابل دو میلیون، پانزده سال را در زندان بماند و قرار می شود وکیل جوان تحت سخت ترین شرایط در ساختمان باغ خانه بانکدار زندانی شود و …..
خیال می کنید نتیجه این شرط بندی چه می شود؟ بهتر است خودتان متن کامل این داستان کوتاه ده صفحه ای را از آنتوان چخوف را در این نشانی بخوانید و اگر مایل به دریافت آن بودید در جعبه سبز رنگ سمت چپ با عنوان shart آن را دانلود کنید.

About عبدالرضافارسی

عبدالرضا فارسی کارشناس ارشد روانشناسی مشاوره تحصیلی، ازدواج، کودک و نوجوان تلفن: 09363732767