روزه در مکتب سعدی

مسلم کسی را بود روزه داشت / که درمانده‌ای را دهد نان چاشت
وگرنه چه لازم که سعیی بری / ز خود بازگیری و هم خود خوری؟
سعدی بزرگ مرد ادب پارسی در بوستان حکایتی خواندنی دارد.این حکایت که در باب دوم بوستان آمده است در واقع از سویی نمایانگر روح بلند مصلح بزرگ ادب پارسی و از سوی دیگر روایت زمانه سعدی است.حکایت چنین است که: زن به شوهر خویش می گوید به سرای سلطان برو تا ازسفره ی او برای فرزندانت را نصیبی باشد.جواب می شنود که سلطان دیشب نیت روزه کرده است و بنابراین در آشپزخانه ی او غذایی یافت نمی شود.زن با نا امیدی پاسخی شنیدنی می دهد. بهتر است متن کامل حکایت را ازکتاب شرح بوستان دکتر خزائلی بخوانیم.

به سرهنگ سلطان چنین گفت زن / که خیز ای مبارک در رزق زن
برو تا ز خوانت نصیبی دهند / که فرزند کانت نظر بر رهند
بگفتا بود مطبخ امروز سرد / که سلطان به شب نیت روزه کرد
زن از ناامیدی سر انداخت پیش / همی گفت با خود دل از فاقه ریش
که سلطان از این روزه گویی چه خواست؟ / که افطار او عید طفلان ماست
خورنده که خیرش برآید ز دست / به از صائم الدهر(۱) دنیا پرست*
مسلم (۲) کسی را بود روزه داشت / که درمانده‌ای را دهد نان چاشت
وگرنه چه لازم که سعیی بری / ز خود بازگیری و هم خود خوری؟
خیالات نادان خلوت نشین، / بهم بر کند عاقبت کفر و دین
صفایی است در آب و آیینه نیز، / و لیکن صفا را بباید تمیز (۳).
در تعبد و دینداری سعدی کمترین شکی نیست و این حکایت همان گونه که در ابتدا گفتم نمایانگر گوشه ای از روح بلند افتخار ادب پارسی است و این یک دلیل از هزاران دلیل است که این شوریده را شایسته ی عنوان شیخ اجل نموده.
۱-صائم الدهر کسی که روزه ی دائم داشته باشد.۲- مسلم کسی را بود…روزه داشتن برای کسی بی عیب است که از طرف او برای درمانده ای نان چاشت (حداقل صبحانه ای) آماده شود.۳-مراد این است که کسی که به کناری نشسته و از مردم بی خبر است پیش خود خیلاتی دارد که با واقع مطابقت نمی کند.بعضی کارها کفر و بیدینی است و عکس این حالت نیز ممکن است.”ولیکن صفا را ..” : صفا و پاکی آنگاه ارزنده است که با عقل و تمیز همراه باشد.

رمضا، فقر و روزه

رمضا، فقر و روزه

این حکایت را در سایت گنجور + هم می توانید بیابید.

Tags:

About عبدالرضافارسی

عبدالرضا فارسی کارشناس ارشد روانشناسی مشاوره تحصیلی، ازدواج، کودک و نوجوان تلفن: 09363732767