فاشیزم، گذار به سلطه فاشیستی و موانع فاشیزم

با توجه به تعریفی که قبلا از فاشیسم بیان کردیم: فاشیسم جنبشی است با محتوای دیکتاتوری که دارای پایه توده ای است و قادر است با انحراف افکار عمومی و ایجاد “خودآگاهی اشتباه” میلیون ها انسان را همپای خود سازد، در حالی که اهداف سیاسی اش، برخلاف شعارهایی که مطرح می کند، با خواست های پیروانش متضاد است و در راه پیاده کردن اهداف خود از هیچ وسیله ای چون ترور، کشتار جمعی، شکنجه و ….  رویگردان نیست.
گذار به سلطه فاشیستی و مهمترین موانع فاشیزم 
در واقع می توان پرسش به اینگونه بیان شود که گذار به سلطه فاشیستی چگونه صورت می گیرد و مهمترین موانع فاشیزم چیست؟قبل از هر چیز لازم به ذکر است که سلطه فاشیستی بطور ناگهانی و به به یکباره صورت نمی پذیرد بلکه معمولا سللطه فاشیستی با طی نمودن مراحلی روی می دهد.  بدون شک پارلمان مستقل و متحد در کنار مطبوعات آزاد از مهم ترین موانع سلطه فاشیستی می باشند.مهم ترین ویژگی فاشیسم تلاش بر تسلط و نابودی نهادهایی چون مجلس و مطبوعات آزاد است. ایجاد زمینه های غیر قانونی و گریز از پارلمان در ایتالیا و آلمان ( دوران فاشیست ها ) و انحلال مجلس ملی آلمان در سال ۱۹۲۸ بهترین گواه این نکته می باشند. همچنین فاشیست ها تلاش می کنند تا برخی از از قوانین مربوط به حقوق پارلمان و مجلس را از میان بردارند و یا به حداقل برسانند یا در واقع نقش نظارتی مجلس را از میان برده و مجلس از حق اعتراض محروم گشته و در نهایت دولت تنها وابسته به انتصاب رئیس جمهور و نه رای اعتماد مجلس گردد.افزایش قدرت رئیس جمهور در قبال پارلمان و بر هم زدن تعادل قدرت بین مجلس و رئیس دولت از مهم ترین شیوه های گذار به سلطه فاشیستی می باشد.چنانچه در آلمان هیتلری قوه اجراییه به تدریج استقلال عمل یافت و اعتنایی به قوه مقننه نداشت.کودتای سال ۱۹۳۲ در عمل نفی دولت قانون را ببار آورد و به رشد و بالندگی قوانین فاشیستی یاری رساند.
علاوه براین با وجود این که هیتلر در جریان مبارزات انتخاباتی توانست با تردستی تبلیغاتی بیشترین امکانات را برای نابودی مخالفان خود بدست آورد ولی با این همه نتوانست در انتخابات ۱۹۳۳ اکثریت مطلق را بدست آورد و همین مجلس را به ابزاری بی اراده در دست خود تبدیل کند. بنابر این با گذراندن قانونی که کلیه اختیارات را به دولت می سپرد به مقابله با پارلمان بپردازد.  موسولینی با اعلام دولت خود کامه در سال ۱۹۲۵ احزاب مخالف را منحل کرد و قدرت دولت را علیه عناصر مخالف بکار گرفت.از این تاریخ پارلمان و سنا همرا با دادگاه ها و سلطنت، به ابزار دولت فاشیستی تبدیل گشتند.
با وجود این که در آلمان نیز همچون ایتالیا هیچگاه قانون اساسی موجود نفی و از اعتبار ساقط نشد، ولی هیتلر از زمانی که لقب “رهبر” را به خود اختصاص داد، واقعیت دیگری از قانون اساسی آلمان ساخت که کوچک ترین شباهتی به قانون اساسی واقعی نداشت.از این زمان اصلی نامعین و غیرقابل تعیین برای بوجود آوردن قانون پدیدار گشت: اراده ی رهبر! سلطه فاشیستی بر نا ایمنی حقوقی استوار است.این سلطه که متکی به یک رهبر است در تمام موارد نا ایمنی حقوقی، اراده ی او را به مثابه ی قانون به حساب می آورد.فاشیسم آلمانی توانست دادگاه های این کشور را زیر سلطه خود کشانده و به ابزار سرکوب مخالفان خود تبدیل نماید.
پس از مجلس، مطبوعات آزاد و مستقل مهم ترین مانع فاشیزیم در پیشرفت سلطه ی فاشیستی می باشند.نظارت کامل بر مطبوعات، تحدید روزنامه های مستقل و در نهایت تعطیلی آنها، بازداشت و زندانی نمودن روزنامه نگاران مستقل از برجسته ترین نمودهای الگوی فاشیستی سلطه به شمار می آیند.
از آنجا که فاشیزم هیچگونه صدای مخالفی را نمی پذیرد این نکته را هم باید در نظر گرفت که رهبران مذهبی مستقل هم همواره در معرض تهدید و فشار فاشیسم می باشند.
برای اطلاع بیشتر:
فاشیسم،آیافاشیسم مرده است ؟ 
فاشیسم و تئوری های فاشیسم

About عبدالرضافارسی

عبدالرضا فارسی کارشناس ارشد روانشناسی مشاوره تحصیلی، ازدواج، کودک و نوجوان تلفن: 09363732767