مدرسه ابزار آزاد سازی یا بیدادگری؟

در بین مفاهیم مختلفی که از تعلیم و تربیت مطرح می شود دو مفهوم برجسته از تعلیم و تربیت وجود دارد.مفهوم تعلیم و تربیت به عنوان وسیله ای برای بیدادگری، و مفهوم تعلیم و تربیت به عنوان وسیله ای برای آزاد سازی.
بسیاری از نظریه پردازان تربیتی اعتقاد دارند که مدرسه فرآیندی خنثی و بی طرف نیست وادعای بی طرفی مدرسه، یک ایدئولوژی مرسوم است که کارکرد سیاسی مدرسه را پنهان می سازد.
به باور برخی از نظریه پردازان اجتماعی مشکلات موجود در نظام آموزشی ناشی از تضاد در جامعه است و آموزش و پرورش فقط بخشی از یک نظام مبتنی بر فقیران و ثروتمندان است.”کارل مارکس” بر این باور بود که نظام های آموزشی، ساختار طبقاتی موجود را تداوم می بخشند.دیدگاه انتقادی دیگری مدرسه را عاملی می داند که در جهت منافع سرآمدان عمل می کند، نابرابری های موجود را تقویت می کند و نگرش خاصی در افراد به وجود می آورد تا وضع موجودِ خود را پذیرا باشند (هارن ۱۹۸۵).عبدالرضافارسی
پائولو فریره مربی برزیلی می گوید: چیزی به عنوان تعلیم و تربیت بی طرف وجود ندارد و در واقع ماهیت سیاسی آموزش و پرورش بستگی به این دارد که چه کسی آن را بوجود آورده و این نهاد معرف منافع چه گروهی است.تعلیم و تربیت یا بصورت وسیله ای عمل می کند که شرکت نسل جوان را در پذیرش منطق نظام کنونی آسان می سازد و آنها را به اطاعت از این نظام وادار می سازد، یا تعلیم و تربیت بصورت “تمرین آزادی” در می آید، وسیله ای که از طریق آن مردان و زنان بصورت انتقادی و خلاق با واقعیت روبرو می شوند و کشف می کنند که چگونه می توان در تغییر دنیای خود شرکت نمود.
اما به راستی چگونه مدرسه به عنوان وسیله ای برای سرکوب و بیدادگری بکار برده می شود و چگونه می توان از مدرسه به عنوان ابزاری برای آزاد سازی استفاده نمود به عبارت دیگر در چه صورت از تعلیم و تربیت به عنوان ابزاری برای بیدادگری، و در چه صورتی از تعلیم و تربیت به عنوان وسیله ای برای آزاد سازی می توان یاد نمود؟

مطلب مرتبط: چگونه انسان برده می شود

About عبدالرضافارسی

عبدالرضا فارسی کارشناس ارشد روانشناسی مشاوره تحصیلی، ازدواج، کودک و نوجوان تلفن: 09363732767