نادر شاه در کرمان

در باره عظمت و خدمات نادر شاه افشار سخن بسیار گفته شده و البته عقاید گونه گون نیز ابراز گردیده ولی گاهی بعضی مورخین چیزهایی که معمولا تاریخ نگار نباید بنویسد نوشته اند که … پناه بر خدا خوب البته تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیز ها.مثلا بعضی ها در باره نادر نوشته اند که از پادشاهانی بود که یک لحظه از فکر مردم غافل نمی شد و همیشه حواسش متوجه آنها بود و دار و ندارشان را از نظر دور نمی داشت.به این صورت که اموال مردم را که بی کار و بیهوده در گوشه منازلشان یا در زیر خاک قرار داشت از آنها می گرفت و با آن پول ها به ارتش خود سر و سامان می داد و این ارتش همیشه  آماده بود که دارایی آنها را بگیرد و بار آخرت این بندگان خدا را سبک و سبک تر نماید.(خوب  لابد آن زمان ارتش ملی همین بوده .) گفته اند کم کم نادر به این نتیجه رسید که مردم به جای این که بوسیله افغان ها و ترک ها و روس ها چاپیده شوند بهتر است بوسیله خودش چاپیده شوند. یا مثلا در باره نادر گفته اند او مردم را باریک می کرده است.چه عیب دارد هنوز هم هیکل قلمی و باریک مد است، البته  ناگفته نماند که شیوه ی باریک نمودن کمی ناخوش آیند بوده که در باره ی چگونگی شیوه ی باریک نمودن مردمان توضیح خواهیم داد.حتی زبانم لال گاهی نادر شاه را بلا تشبیه با جناب چنگیز خان مقایسه کرده اند.
*******

شاید بسیاری ندانند که نادر شاه افشار که یکی از برجسته ترین پادشاهان ایران خوانده می شود در زمان زمامداری خود به خطه کرمان هم سری زده است است و کرمان زمین هم مزه حکومت نادر شاه را چشیده است.
استاد باستانی پاریزی که خود از اساتید برجسته تاریخ و اهل کرمان است در مقدمه ای بر تاریخ کرمان تالیف احمد علی خان وزیری چنین نوشته که: “آمدن نادر شاه به کرمان خود بلایی دیگر است، البته همۀ ایران از این سردار بزرگ تجلیل کرده و می کند و حتی زوار کرمانی نیز مسلما با پرداخت یک تومان مبالغی برای بنای مقبره و و مجسمه او داده اند، اما اگر نادر فاتح دهلی، ایران را نجات داد، متاسفانه کرمان از آسیب او منهدم شد.از قضا سرکنگبین صفرا فزود”…
استاد باستانی در ادامه می نویسد: “نادر عنان خود را به طرف کرمان گرداند و کلانتران فارس را نیز، دستور داد که بدنبال او بیایند.در کرمان بساط جور برپا شد اغلب کلانتران فارس و کرمان در آنجا بقتل رسیدند و از سر آنها مناره ساخت.بعد دستور داد مردم را مصادره کنند، مامورین و محصلین برای دریافت پول مردم را به منتر کشیدند، یعنی سر محکوم را از سوراخ دیوار یا تخته بیرون کرده به گاوی می بستند و گاو را می راندند  تا سر را به همرام خود از تن محکوم بیرون کشد” ( گاو هم لابد مامور بوده و معذور!)..
خلاصه ای از شاهکارهای نادر شاه افشار را به نقل از تاریخ گزیده کرمان و کتاب تاریخ کرمان نوشته احمد علی خان وزیری به تصحیح استاد باستانی پاریزی عینا می آورم راست و دروغش گردن تاریخ نویسان.
سال ۱۱۶۰  هجری قمری ۱۷۴۷ میلادی  اوایل ماه صفر نادر شاه افشار در خارج از گواشیر که دارالملک کرمان است در پای درخت چناری موسوم به چنار مرزبانی فرود آمد و به اجرای سیاست و رسیدگی به امور پرداخت..
نادر شاه در روز دوم ورود خود به کرمان به خاندانقلی بیک (حاکم کرمان) گفت چند سال پیش که تو را دیدم لاغر و باریک اندام بودی چه کردی که این چنین چاق و فربه شده ای؟..
نادر شاه غضب کرد و به فراشان غضب دستور داد تا او را (خاندانقلی بیک) را باریک نمایند.بنابر حکم همایونی بر دیوار باغی که نزدیک سراپرده شاهی بود سوراخ تنگی کردند و سر خاندانقلی بیک را از سوراخ بیرون آورده و طناب های محکم به سر او بستند و سر دیگر طناب ها را به (پالهنگ) دو گاو بسته و گاوها را چوب زدند تا سر خاندانقلی بیک بیچاره از جا کنده شد…
براساس یادداشت های دکتر باستانی پاریزی در حاشیه کتاب تاریخ کرمان خاندان های خاندانی، کلانتری خاندانی، مجدالاسلام، ناظم اسلام، دبستانی و درگاهی در کرمان، رفسنجان و ماهان از احفاد خاندانقلی بیک می باشند.
نادر شاه قبل از ترک کرمان دستور داد ۷۰۰ نفر از ساکنان کرمان را کشته و از کله های آنان مناره ها ساختند.(مار در بتکده و هشت سال در ایران)
چند روز بعد از عید نوروز نادر شاه تصمیم گرفت به سوی خراسان حرکت نماید.دستور داد ثروتمندان و توانگران شهر کرمان و بلوکات را سیاهه کرده پای هر نفر مبلغی را بنویسند و محصلان برای گرفتن تنخواه بگمارند.از بزرگان گواشیر و غیره ۲۳۰۰ نفر بدبخت را به قلم آوردند، چه بسا فقرا و بینوایان و نیازمندانی که به ناحق مبالغی هنگفت و دور از توان آنان مشخص گردید که باید بپردازند و سیصد نفر محصل و میرغضب برای گرفتن این تنخواه در کرمان گذاشت و موکب شاهی از راه راور و نای بند (از روستاهای طبس) رهسپار ارض اقدس (خراسان) گردید. (تاریخ کرمان، وزیری)
دوم جمادی الثانی ۱۱۶۰ هجری قمری چند تن از امیران قاجار و افشار به خیمه نادر ریختند و اورا کشتند… همان شب قتل نادر شاه چند نفر از تفنگچیان کرمانی که در موکب شاهی بودند از خراسان به کرمان آمدند و خبر مرگ نادر شاه را آوردند با شنیدن این خبر مردم کرمان هر چه از هر کس نزد محصلان نادر بود پس گرفتند.* چون نادر شاه به قتل رسید افغان ها دوباره به کرمان حمله آوردند و محله زرتشتیان را در خارج از حصار گواشیر = کرمان که دارای دیواری نیمه تمام بود ویران ساختند.
باز روز از نو و روزی هم از نو و لابد میهمان نوازی هم استانی های کرمانی ما دوباره شروع شد.فاعتبرو یا اولابصار

مطلب مرتبط: چنگیز خان، وارونه نویسی تاریخ و ستایش خشونت

About عبدالرضافارسی

عبدالرضا فارسی کارشناس ارشد روانشناسی مشاوره تحصیلی، ازدواج، کودک و نوجوان تلفن: 09363732767