آرش،فردوسی،شاهنامه،سیاوش کسرایی


آرش،فردوسی،شاهنامه،سیاوش کسرایی

چرا در شاهنامه یادی از حماسه بزرگ آرش نشده است؟
در تاریخ گاه چنین پیش آمده است که سرنوشت یک قوم،یک ملت و حتی یک سرزمین بستگی به این پیدا کرده است که یک شخص در یک لحظه چگونه می اندیشد و چه تصمیمی می گیرد  .

آرش کمانگیر

در شاهنامه بیشترین و خونین ترین جنگهای ایرانیان با تورانیان است که به کشته شدن افراسیاب می انجامد. آرش برترین تیرانداز آریایی است داستان آرش در روزگار افراسیاب تورانی می گذرد در روزگاری که خشکسالی و بیماری و نومیدی و نومیدی برایران چنگ انداخته است و در چنین روزگاری افراسیاب بر سرزمین ایران درازدستی کرده است.آرش در چنین روزگاری نمود می یابد بدینگونه که در زمان پادشاهی منوچهر افراسیاب نیرنگی می زند که بتواند بر ایران دست یابد.افراسیاب پیشنهاد می دهد که ایرانیان از میان خود پهلوانی را برگزینند تا این پهلوان تیری بیاندازد واین تیر هر کجا افتاد مرز ایران و توران باشد پیشنهاد چنین است که: برای آنکه مرز دو کشور روشن شود، یکی از پهلوانان ایرانی از مازندران تیری به جانب خاور پرتاب می‌کنندتا هر جاتیر فرود آمد همانجا مرز دو کشور باشد.
انجمن ها کرد دشمن
رایزن ها گرد هم آورد دشمن
تا به تدبیری که در ناپاک دل دارند
هم به دست ما شکست ما بر اندیشند
اما کدام تیرانداز و چه پهلوانی می تواند چنین کار دشواری را پذیرا شود؟ زیرا:
گر به نزدیکی فرود آید
خانه هامان تنگ
آرزومان کور
ور بپرد دور
تا کجا ؟ تا چند ؟
در چنین لحظه حساسی آرش سپاهی مردی آزاده می پذیرد  چنین تیر سرنوشت سازی را بیاندازد و همانگونه که می دانید این پهلوان دلیر با پرتاب تیری که جان خویش در آن کرده بود حماسه خویش را در تاریخ ثبت می کند.
همان گونه که می دانید شاهنامه نه تنها یکی از شاهکارهای ادب پارسی می باشد، بلکه در ردیف بزرگترین و کم نظیرترین آثار حماسی جهان قرار دارد و یادنامه  پهلوانان ایران زمین است . اما گاهی ممکن است این پرسش پیش بیاید که چرا و چگونه در چنین اثر بزرگ حماسی نامی از آرش این قهرمان و پهلوان ایرانی نشده است؟ البته شاید بهتر باشد پرسش بدین گونه باشد چرا دهقان آزاده طوس تنها در یکی دو بیت آن هم بصورت کمرنگ  نام آرش را آورده است؟
برخی از شاهنامه شناسان مانند استاد جلال الین کزازی بر این باورند که در حقیقت فردوسی برای سرودن شاهنامه از منابع و مراجعی که قبلا در دسترس بوده استفاده نموده و در آن منابع به آرش اشاره ای نشده بوده است.
همانگونه حکیم طوس در شاهنامه می گوید:
یکی نامه بود از گه باستان
فراوان بدو اندرون داستان
پراگنده در دست هر موبدی
ازو بهرهای نزد هر بخردی
یکی پهلوان بود دهقان نژاد
دلیر و بزرگ و خردمند و راد
پژوهندهی روزگار نخست
گذشته سخنها همه باز جست
فردوسی در ابتدای شاهنامه که به چگونگی سرودن شاهنامه اشاره ای هم به داستان زندگی سخت و چگونگی مرگ  وکشته شدن دقیقی نخستین شاعرو سراینده شاهنامه و ناتمام ماندن کار او اشاره می کند:
یکایک ازو بخت برگشته شد
به دست یکی بنده بر کشته شد
برفت او و این نامه ناگفته ماند
چنان بخت بیدار او خفته ماند
الهی عفو کن گناه ورا
بیفزای در حشر جاه ورا
با این همه حکیم طوس در بخش هایی از شاهنامه به صورت گزیده اشاره ای کوتاه به آرش دارد مانند:
پادشاهی اشکانیان
اشکانیان بیگانه ستیز ترین حکومتی بودند که در ایران ظهور کردند، در تاریخ آمده است که اشکانیان از نسل آرش بوده اند، فردوسی در شاهنامه هنگام اشاره به پادشاهی اشکانیان به این موضوع اشاره دارد:
کنون ای سراینده فرتوت مرد
سوی گاه اشکانیان بازگرد
…  بزرگان که از تخم آرش بدند
دلیر و سبکسار و سرکش بدند
به گیتی به هر گوشه​یی بر یکی
گرفته ز هر کشوری اندکی
چو بر تختشان شاد بنشاندند
ملوک طوایف همی خواندند
و همچنین در اینجا:

چو نرسی و چون اورمزد بزرگ
چو آرش که بد نامدار سترگ

در” پادشاهی شیرویه  ” فردوسی بااشاره ای کوتاه ولی مستقیم از آرش و تیر انداختن او یاد می کند:

چو آرش که بردی به فرسنگ تیر
چو پیروزگر قارن شیرگیر
به هر روی پاسخ این پرسش هر چه باشد نه از ارزش کار سترگ فردوسی و شاهنامه می کاهد و نه از بزرگی کار آرش.
پس از گذشت صدها سال سیاوش کسرائی شاعر نوپرداز معاصر با سرودن یکی از زیباترین سروده های خود  بنام آرش کمانگیر نه تنها یاد این قهرمان را گرامی داشت بلکه با شعر آرش کمانگیر نام خویش را در ردیف یکی از معروف ترین شاعران ایران بر زبان ها جاری ساخت.

تصویر سیاوش کسرایی

تصویر سیاوش کسرایی

شعر آرش کمانگیر اثر جاودانه سیاوش کسرایی را می توانید در این نشانی بخوانید.
شعر آرش کمانگیر با صدای سیاوش کسرایی را در این نشانی بشنوید.

مطالب پیشنهادی :

2 comments on “آرش،فردوسی،شاهنامه،سیاوش کسرایی

  1. سلام
    نوشته های شما مناسب و پر محتوی است. مخصوصا این که اغلب در پاسخ به یک پرسش است.اما بهتر است از پراکندگی موضوعات جلوگیری شود و دوم این که چقدر خوب بود ادامه مطالب را به آینده واگذار نمی نمودید مثلا در مقالاتی مانند آموزش و پرورشش، زنان شاهنامه، فاشیسم . در هر صورت نوشته های شما ارزش یکبار خواندن را دارند. تبریک می گویم.

  2. «منم آرش، -
    چنین آغاز کرد آن مرد با دشمن؛ -
    منم آرش، سپاهی مردی آزاده،
    به تنها تیر ترکش آزمون تلختان را
    اینک آماده.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*


× دو = 16

HTML tags are not allowed.