ارسال شده در از هر دری سخنی، جامعه در ۲۲ مرداد ۱۳۸۹
لابد حکایت ” کبودی زدن قزوینی بر شانهگاه صورت شیر و پشیمان شدن او به سبب زخم سوزن ” را که مولانا در دفتر اول مثنوی آورده است را خوانده اید؟ +
این حکایت بشنو از صاحب بیان / در طریق و عادت قزوینیان / بر تن و دست و کتفها بیگزند / از سر سوزن [...]
خواندن کامل ارسال »
ارسال شده در از هر دری سخنی در ۷ تیر ۱۳۸۹
۲۶ ژوئن، روز جهانی منع شکنجه و پشتیبانی از قربانیان آن است.
بنا به تعریفی + شکنجه هر عملی که به واسطه ی آن و تعمدا درد و رنجی شدید، خواه جسمی یا روحی، بر فرد اعمال شود، آن هم برای اهدافی چون کسب اطلاعات یا اعتراف گیری از او یا از یک شخص ثالث، [...]
خواندن کامل ارسال »
ارسال شده در از هر دری سخنی در ۴ تیر ۱۳۸۹
نمی دانم تا به حال این جمله را شنیده اید که : مرغ را بکش تا میمون را بترسانی.گویا در اصل این ضرب المثلی چینی است.اما منظور از این جمله چیست؟در واقع این جمله به یکی از اصول ابتدایی روانشناسی اشاره دارد.در سابق عده ای معرکه گیر بودند که در گوشه و کنار شهرها عدهای [...]
خواندن کامل ارسال »
ارسال شده در از هر دری سخنی، کتاب در ۳ خرداد ۱۳۸۹
چند روز پیش مطلبی را ازهوشنگ ماهرویان در معرفی رمانی به نام “ایمپالای سرخ”خواندم.ماهرویان نوشته: رمان ایمپالای سرخ روایت نسل سرگشته ای است که در بحران های سیاسی دهه پنجاه زندگی می کردند دهه ای که ایدیولوژی چپ به ایران می آید.کتاب نوشته ی بنفشه حجازی است.این رمان در باره نسل [...]
خواندن کامل ارسال »
ارسال شده در از هر دری سخنی، جامعه در ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۹
An infant crying in the night .
An infant crying for the light
And with no language but cry.
کودکی که در شب گریه می کند
کودکی که در تاریکی برای نور گریه می کند
و هیچ زبانی جز گریه ندارد.
قرار نبود چیزی بنویسم.بیماری و خستگی فرصت نوشتنم را گرفته بود نه برای بزرگداشت سعدی نه روز ملی [...]
خواندن کامل ارسال »